نویسنده: حمید نوحی

 این کتاب یک گزارش پدیدار شناسانه مختصر از مراسم حج عمره است. نگاهی  که با مقداری عکس از آن سفر تشرف در سال   1386  مستند سازی شده. سفری که بردندم و نه به عزم جزم خودم برای ثوابی و یا تأمین آخرتی. همسرم بردم، من هم برای اینکه او تنها نباشد، و همین دلیل به تنهایی کافی بود، که می‎خواست برویم و دوتایی. او خود می‎خواست و خواسته بود و چه جور! با چه خلوص و شوری و تمنایی! اما من برای همراهی با او، و دیگر البته که از سر کنجکاوی، نوعی تجسس، سفری اکتشافی! برای دریافتی حضوری اگر نه شهودی، از نزدیک با جسم و جان، آزمونی شخصی و با چشم سر و دل هر دو. این بود که تقریباً با نوعی بی تفاوتی، می‎رفتم، نمی‎رفتم، برایم اهمیتی نداشت و بالاخره رفتم. بخش‎های سانسور شده  به شرح زیر است:

ص11 سطر9:  این اختلاف‎ها گرچه برای تحقیق در تاریخ مهم است، ولی برای موحدی همچون من چندان اهمیتی نداشت.

سطر15:  دیگر اینکه یادی کردم از آن دوست یمنی در فرانسه، سی و پنج سال پیش از این (1352 شمسی) در کلاس‎های زبان و ادبیات فرانسه در دانشگاه ادبیات مون پلیه، که می‎گفت پدرش که یک روحانی اهل سنت در صنعا (پایتخت یمن) است هنگام نماز گاهی دستش را به شیوه اهل سنت بر زیر سینه می‎گذارد و گاهی هم به روش شیعیان آویزان می‎کند و یا یک رکعت این‎طور و رکعت دیگر آن‎طور. این نیز خود حرفی است و پیامی برای دینداران که این همه بر جزئیات مراسم و مناسک پیله نکنند و گمان نبرند که خدا فقط یکی را دوست می‎دارد و فقط همان یک روش مورد قبول درگاه اوست.

ص13 سطر 2: در این میان روحانی کاروان هم چنین کرد. خواستم تذکر بدهم که گذاشتم برای وقت دیگر. در این مواقع آدم حیران می‎ماند که مگر خود این آقایان این چیزها را نمی‎دانند، و چرا یک کلام از این مقوله‎ها در منابر سخن نمی‎گویند.

ص 16 سطر 5: اما خوب همین را مقایسه کنید با حرم حضرت رضا(ع) در مشهد مقدس. آنجا هم زایرِ زیاد با درآمد خوب و اموال و موقوفات بسیار دارد، اما آنگونه حفاظت و نوسازی نشده است.

ص 20 سطر 3: من در مسجد النبی کتابخوانی در حالت درازکش و تمرین‎های یوگا را بدون کوچک‎ترین مزاحمتی تجربه کردم.  

ناشر: .نشر صمدیه.م توحید نصرت غزبی شماره 24 ط سوم
سال انتشار: 1390
تیراژ: 1000