متن سخنراني ايراد شده در سيزدهمين نشست مركز پژوهش توسعه اجتماعي آفرينش در تاريخ 25 مهر 1398:

خوشحالم كه در اين مكان شريف و در خدمت سروران ارجمند دانشگاهي هستم و اميدوارم كه بتوانم مبادلهاي با شما داشته باشم در مورد كاري كه سالها پيش انجام شده و اكنون هم در قالب كتاب در دست چاپ است. زماني كه دكتر بهشتي اين پيشنهاد را دادند؛ من عرض كردم، حرف تازهاي ندارم كه بگويم. ولي ايشان گفتند كه جلسات ما بيشتر گفتگو و مبادله آرا و نظريات است و به نظر من همين هم بسيار عالي است. خودم فكر ميكردم نظريه جديدي ندارم كه به شما بگويم. من از موضع يك معمار – شهرساز وارد اين مسئله ميشوم و در آنجاست كه ميتوانم حرفي داشته باشم اما در زمينه سياست و اقتصاد و فلسفه و... شاگرد دوستان هستم. در ابتدامن يك مقدمه عرض ميكنم.

آنچه كه ميخواهم خدمتتان عرض كنم در باب سير برخورد بشر با طبيعت در مساله ساخت و سازهاي فضايي و در واقع در سكونتگاههاست. در اين سير بشر اكنون در سومين مرحله قرار دارد. ابتدا مرحله غريزي بود، مرحله بعد مرحله الگو و آيين بود و بعد از آن هم انديشه آزاد بوده است. اين سه مرحله را من
عين گفتگو با مجله آبادي (نشريه مطالعات و تحقيقات شهرسازي و معماري)/ سال اول / شماره دوم/ پاييز 1370
در زمان تصدي رياست دانشكده معماري و شهرسازي دانشگاه علم و صنعت ايران
آينده نظام مهندسي ساختمان سازمان حرفه‌اي يا باشگاه جريان‌هاي سياسي؟
چاپ شده در نشريه صبح امروز. 20 ارديبهشت 1387 شماره 109.

تأمين، بقا، تقويت و رشد نظام سياسي مردم سالار جز از طريق حضور همه جانبه و مستمر مردم در صحنه‌ها و عرصه‌هاي گوناگون زندگي اجتماعي: سياست، اقتصاد، توليد و مصرف بازار، صنعت، سرمايه، كشاورزي، مديريت‌هاي شهري، روستايي، منطقه‌اي، ورزش، تفريح، بهزيستي و محيط زيست و هزاران عرصه ديگر و به طور خلاصه مشاركت در برآوردن تمامي نيازهاي طبيعي آدميان مقدور نيست.
7
مجله كانون(فصلنامه كانون مهندسان معمار دانشگاه تهران)/ شماره4 / تابستان 1378

دروازه آسيا، معبر راه ابريشم، مهبط اديان آسماني، چهارراه تمدن‌هاي بزرگ، و بالاخره اهميت استراتژيك سرزميني، نسيم حيات بخش فرهنگ‌ها را همراه تهاجمات و ايلغارهاي ويرانساز، از منطقه‌اي از جهان عبور داده كه هرگز آرام نگرفته، كوچك و بزرگ شده، قبض و بسط يافته، فرياد برآورده و خاموش شده اما همواره وجود داشته. گاه سرزمين آريايي‌ها، گاه ماد، گاه پارس و بالاخره ايران ناميده شده، اما همواره وحدت فرهنگي خود را حفظ كرده است.
مجله علمي معماري و شهرسازي، دوره ششم/ شماره8 و9 / بهمن - اسفند 1375 و فروردين- ارديبهشت 1376

به نظر من اين بحث، پنج سر فصل اصلي دارد. اشاره شد از «برنامه» آموزشي نيز نام بردند. من مي‌خواهم در همين رديف در كنار برنامه، شيوه آموزشي را هم اضافه كنم، كه در حقيقت به پنج سرفصل اصلي مي‌رسيم. منتها در مورد سئوالي كه ايشان مطرح كردند و شايد مقدمه بحث باشد، صحبتي نشد. معماري واقعاً چيست؟ علم است، هنر است، فن است، چه هست؟ آيا همانطور كه در رشته‌هاي علمي و فني ارزيابي و قضاوت مي‌كنيم، مي‌توانيم در معماري نيز الگوبرداري، قضاوت و بحث كنيم؟ يا شايد معماري شبيه ساير رشته‌هاي هنري، يا رشته‌هاي تجربي است؟ به كدام يك از اين‌ها نزديك‌تر است يا اصلاً ماهيت جداگانه‌اي داردكه ايجاب مي‌كند دانشكده‌ها و مدارس مربوط به اين رشته، مبتني بر آن نظام جداگانه‌اي اتخاذ كنند؟
5
متن سخنراني ايراد شده در نگارخانۀ دانشكدۀ هنرهاي تجسمي پرديس هنرهاي زيباي دانشگاه تهران، به تاريخ 11 ارديبهشت 1396.
4
متن سخنراني ايراد شده در همايش بين المللي زنان و زندگي شهري 22 آذر 1395 برج ميلاد.
كاربرد انرژي خورشيدي و استفاده از آن در خانه لواسان. برنامه نوآوران شبكه 4. ديماه 1377.
براي ديدن فيلم روي تيتر مطلب يا ادامه مطلب كليك كنيد.
2
برنامه پنجره شبكه سوم سيما.
براي ديدن فيلم روي تيتر مطلب يا ادامه مطلب كليك كنيد.
سخنراني در همايش معماري معاصر كه در سال 1393 در دانشكده معماري دانشگاه علم و صنعت انجام گرفته است.
براي ديدن فيلم سخنراني روي ادامه مطلب يا تيتر مطلب كليك كنيد.
۱۲۳۴