10
چند دهه است دنياي جنوب در برزخ به‌سر مي‌برد، گرچه اين جهان خود درواقع يا به‌تعبيري نوعي برزخ است. افزون بر آن عصر ما خود عصري برزخي است: برزخ پايان عصر «انسان» و آغاز عصر «تراانسان».
بسياري از فيلسوفان و انديشمندان غرب بر اين باورند كه انسان در آستانه ورود به انقلاب سوم انسان‌شناختي (آنتروپولوژيك) است: انقلاب اول با پيدايش زبان، انقلاب دوم با پيدايش خط و اكنون پس از ابداع و اختراعات گسترده و متنوع ديجيتال وارد عصر «فرا انسان» (ترانس اومانيسم) مي‌شود. عصري كه پيشرفت‌هاي حيرت‌انگيز در زمينه‌هاي فيزيكي‌-‌شيميايي، علوم اعصاب و زيست‌شناختي و پزشكي ديجيتال، امكان پيدايش انسان مصنوعي (پيوندي) را از خيال و از پرده سينما به واقعيت نزديك كرده است. گويي اين موجود «فرا انسان» قرار است تمام رؤياها و آرزوهاي ديرينه بشر، داير بر جاودانگي و توانايي‌هاي فوق زندگي خاكي «ناسوتي» را تحقق بخشد و انسان را وارد عوالم «لاهوتي» كند. با برافروختن چراغ جادوي علاءالدين همه ديوارها را بردارد، با آوردن آتش خدايي براي پرومته همه زنجيرها را پاره كند و باورهاي رستاخيزي همه آيين‌ها و اديان را جامه عمل بپوشد.
9
چرا با يك علامت / و نه دولت - ملت؟ براي اينكه دولت -ملت كاشف از نهادي است مبتني بر يگانگي و همبستگي مردم با حاكمان. در حالي كه به اعتقاد اين كمترين اين هويت متحد بنا بر دلايل تاريخي در ايران، پس از حمله اعراب تكه پاره شد. شايد زمينه هاي ضعف امپراطوري پارس پس از حمله اسكندر فراهم شده بود، كه در چند سده بعد به آساني در برابر حمله اعراب فرو پاشيد.
8
شرح يك مناقشه تاريخي: پس از آتش زدن مسجدي در ليبي توسط سلفي ها در دي ماه 1391 كه سرآغاز فجايعي شد كه تا كنون در كشورهاي مسلمان آفريقا و خاورميانه ادامه دارد. گفتگويي انتقادي ميان و دوست همفكر عزيزي در گرفت كه حاصل آن اين است:
از مجله چشمانداز ايران مهرماه 1388
برآمده از ايمان توحيدي، برانگيخته از شور و شوق انقلابي ضد استعماري، ضد استبدادي و ضد استثماري ميهن طي دو قرن اخير و آموزش ديده از انقلابات جهاني و رستاخيز اروپايي، به تمام مبارزان آزادي، استقلال حاكميت ملت‌ها و رهايي از ستم‌هاي قومي، نژادي، طبقاتي و به تمامي مقدسات مردم از هر دين و آيين و مرام و مسلك احترام مي‌گذاريم. تمامي ميثاق‌هاي ملي از جمله قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران را به عنوان محور وحدت ملي، و تمامي ميثاق‌هاي پذيرفته شده جهاني از جمله منشور حقوق بشر را به عنوان تنها محور تأمين صلح جهاني محترم مي‌شماريم. معتقديم هرگونه اصلاح و تغيير كلي يا جزئي در ميثاق‌هاي اجتماعي جز از طريق همه پرسي‌هايي متناسب با جايگاه و موضوع هريك قابل اعمال نيست.
آينده نظام مهندسي ساختمان سازمان حرفه‌اي يا باشگاه جريان‌هاي سياسي؟
چاپ شده در نشريه صبح امروز. 20 ارديبهشت 1387 شماره 109.

تأمين، بقا، تقويت و رشد نظام سياسي مردم سالار جز از طريق حضور همه جانبه و مستمر مردم در صحنه‌ها و عرصه‌هاي گوناگون زندگي اجتماعي: سياست، اقتصاد، توليد و مصرف بازار، صنعت، سرمايه، كشاورزي، مديريت‌هاي شهري، روستايي، منطقه‌اي، ورزش، تفريح، بهزيستي و محيط زيست و هزاران عرصه ديگر و به طور خلاصه مشاركت در برآوردن تمامي نيازهاي طبيعي آدميان مقدور نيست.
5
مصاحبه با روزنامه ايران منتشر شده در تاريخ 12 دي 1396.
«از ناسوت تا لاهوت» جديد‌ترين كتاب حميد نوحي‌است كه ماه گذشته از سوي شركت سهامي انتشار به بازار آمد. اين كتاب نمايشنامه‌اي است كه براساس زندگي، آرا و انديشه‌هاي ماركس و گاندي شكل گرفته است: انساندوستي و عدالت طلبي و آرمانگرايي. حميد نوحي متولد 1323 اصفهان بود، آرشيتكت است شاگرد پدر دكتر علي شريعتي، در سال 1341 و 1340 با بزرگاني چون طالقاني، بازرگان، سعيد محسن و حنيف‌نژاد همسفر و هم سخن بود. ديپلم مطالعات پيشرفته (D.E.A) را در دانشگاه پاريس دوازدهم فرانسه در رشته شهرسازي و آمايش سرزمين (1976) گرفت. و بيش‌از 150 مقاله علمي بويژه با محوريت مباني نظري در معماري منتشر كرد و به‌عنوان استاد در دانشگاه تهران به تدريس مي‌پردازد. در حوزه تأليف و ترجمه آثاري چون «آرمان شهر اسلامي: نگاهي پديدار شناسانه به مراسم حج»، «گسست‌هاي اندوهبار: روان رنجوري و بحران اجتماعي»، «مقاومت، آفرينش است»، «مبارزه، مقاومت و زندگي»، «بوم شناسي و فلسفه توسعه» و «فلسطيني آواره»، «سرشت اهريمني پول» و... را در كارنامه‌اش دارد.
4
هسته اصلي انديشه‎ جماعت گرايانه يا در اصلاح زبان فرانسه «كمونوتاريسم» (Communautarisme) عبارت از يك نظريه در جامعه‎شناسي و در نتيجه فلسفه سياسي است داير بر عدم استقلال فرد از جامعه. به اين معني كه فرد وابسته به عناصر فرهنگي، قومي، مذهبي، و به طور كلي اجتماعي است به‎طوري كه بدون فهم اين عناصر و تأثير پذيري از آن‎ها وضعيت فردي قابل فهم و قابل گزارش نيست.

مصاحبه منتشر شده در بهمن ماه 1394 در ماهنامه ايران فردا.
3
متن مصاحبه منتشر شده مورخ 31 تيرماه 1396 در ماهنامه ايران فردا.
2
چند ‎ماه از اكران خصوصي فيلم سيانور در محل نشريه چشم‎انداز ايران مي‎گذرد. پيش از آن فيلم مصدق را در همان محل ديده بودم. پس از آن، نشريه رمز عبور ويژه‌نامه‌اي درباره سازمان مجاهدين خلق ايران به نام «منافقين بدون سانسور» منتشر كرد. اين‎ها همه موجب بيداري خاطرات و بازخواني گذشته‎ها شد. شايد براي نسل جوان و حتي ميانسالان، آن‎ها كه در دهه پنجاه و حتي چهل به بعد پا به هستي خاكي گذاشته‌اند آن وقايع نيز همچون وقايع بسيار گذشته كه به صفحات تاريخ سپرده شده‎اند، موجد هيجان و احساس خاصي نباشند. رويدادهايي نظير ساير رويدادهاي تاريخي. اما براي نسل من داستان چيز ديگري است.
1
مدت‎ها بود از مشاهده انواع نمودهاي روابط نابرابر ميان آدم‎ها رنج مي‎بردم. در روابط روزمره شايد نمود نابرابري بيش از هر چيز در زبان روزمره يا فرهنگ زباني بارز و ملموس است. موضوع زبان و بازتوليد قدرت (بخوانيد نابرابري) در علوم انساني، فلسفه و هنر مطرح‌شده است. يكي از اين عرصه‎ها در جامعه ما عرصه رابطه پزشك و بيمار است. فرهنگ زباني يا ارتباط گفتاري بين پزشك و بيمار را هر جا به پرسش گذاشتم مشاهده كردم مردم چه دل پردردي از اين روابط نابرابر زباني دارند.